دل نوشته
دل نوشته



عکس لباس عروس 2015 , مدل نمکدان , کفشهای تابستانه , عکسه تولد , مدل لباس 2015 , عکس های شناگر زن , دانلود آهنگ نرو محسن یگانه , کارت تبریک روز مادر , جنسیس 2015 , اس ام اس تنهایی گریه آور

ترجمه فارسی نهج البلاغه در ستايش پيامبر
از خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است (درباره بعضي از صفات خداوند متعال و مدح حضرت رسول صلي الله عليه و آله): سپاس خداوندي را سزا است که حواس و مشاعر (کنه ذات و حقيقت) او را در نمي‏يابد، و مکانها او را فرا نمي‏گيرد، و ديده‏ها او را نمي‏بيند، و پرده‏ها او را نميپوشاند (زيرا درک شدن و فرا گرفته شدن و ديده شدن و پوشيده شدن از لوازم جسم است) و به وسيله حدوث و پديدار شدن و فرا گرفته شدن آفريدگانش بر قدم و هميشگي و وجود و هستي خود راهنما ست (زيرا مخلوق حادث به قديمي که او را آفريده باشد نياز دارد و نمي‏شود او حادث بوده يا قادر و توانا نباشد چون در اين صورت خالقيت را نشايد) و مانند بودن مخلوق به يکديگر دليل است بر اينکه مانندي براي او نيست (زيرا مانند داشتن مستلزم امکان است که در واجب راه ندارد، و برتر است از اينکه بر بندگانش ستم روا دارد، و درباره آفريدگانش به عدل رفتار مي‏نمايد، و حکم خود را برايشان از روي راستي و درستي اجراء فرموده است (آنان را بر وفق حکمت و مصلحت آفريده و احکام تکوينيه و تکليفيه را از روي عدل و درستي بر آنها تعيين نموده) و به حدوث و نو پيدا شدن اشياء بر قدم خود و به ناتواني که نشان آنها قرار داده بر توانائي خويش و به نابود شدن که از روي ناچاري آنها نگران آن هستند بر هميشگي خود (از عقول) استشهاد نموده و گواهي خواسته (تا حکم کنند که هر حادثي را آفريننده است و هر ناتوان و نابودشدني ناقص است و خداوند از حدوث و نقص مبري است) يکي است نه از روي عدد و شماره (واحد عددي نيست که متصف به صفت قلت و مبدا و جزء کثير باشد، بلکه واحد حقيقي است که کثرت نداشته و دومي براي او فرض نمي‏شود) و هميشه بوده و هست نه به حساب مدت و زمان (زيرا او آفريننده زمان است) و قائم و برقرار است نه به وسيله ستونها و پشتيبانها (و چيزيکه نگاهش دارد، زيرا همه اشياء مستند به او است) و فهمها او را دريابد نه از راه درک کردن (به حواس، زيرا او منزه است از آنکه در انديشه گنجد) و ديده شده‏ها (يا ديده‏ها) به وجود و هستي او گواهي مي‏دهند نه از روي حاضر شدن با هم (زيرا محدود نيست که در جائي حاضر و در جاي ديگر نباشد يا چشم سر او را ببيند) انديشه‏ها به او احاطه ننموده (به کنه ذات و حقيقتش پي نبرده‏اند) بلکه به وسيله انديشه‏ها به انديشه‏ها آشکار گشته (عقل از راه انديشه به او راه برده و کنه ذاتش را در نيافته، زيرا جسم نيست تا انديشه به او احاطه نمايد) و به سبب انديشه‏ها امتناع نموده از (احاطه) انديشه‏ها (به او، زيرا انديشه ممکن به واجب‏الوجود راه ندارد که به او احاطه نمايد) و انديشه‏ها را نزد انديشه‏ها به محاکمه آورده (انديشه را در اين باب حکم ساخت تا حکم کند که به خالق مي‏تواند احاطه نمايد، و او را در آورد، چنانکه ممکنات را در مي‏آورد؟ انديشه به زبان گويد خداوند منزه است از اينکه در انديشه آيد) بزرگي او طوري نيست که نهايات به او برسد و او را بزرگ جلوه دهند در حاليکه داراي جسم باشد، و عظمت او قسمي نيست که غايات به او خاتمه يابد و او را عظيم نشان دهند در حاليکه داراي جسد باشد (خلاصه بزرگي خداوند متعال مانند بزرگي اجسام نيست که نهايات و اطراف داشته و بسيار بزرگ و دراز و فراخ باشد) بلکه شان و سلطنت و پادشاهي او بزرگ است. و گواهي مي‏دهم که محمد بنده و فرستاده برگزيده و درست کردار پسنديده او است، خداوند بر او و بر آل او درود فرستد (به جهت هدايت و راهنمائي مردم) او را با برهانهاي واجب و لازم (که مردم بايد آنها را قبول داشته باشند چون در مقام حجت کافي است) و با پيروزمندي هويدا و راه روشن آشکار فرستاد، پس آن حضرت هم پيغام خداوند را رسانيد، در حاليکه با آن حق و باطل را از هم جدا کرد، و مردم را به راه راست برد در حاليکه به آن راه نماينده بود، و علمهاي دلالت کننده به راه راست و نشانهاي روشن را برپا نمود (تا کسي باطل را با حق و گمراهي را با رستگاري اشتباه نکند) و ريسمانهاي اسلام را محکم و دستگيره‏هاي ايمان و يقين را استوار گردانيد (تا هر که به آن ريسمانها و دستگيره‏ها چنگ زند از گمراهي و بدبختي رهائي يابد و ديگري بر او مسلط نشود).
قسمتي از اين خطبه است در وصف شگفتي آفرينش دسته‏هاي از حيوانات (مانند مورچه و ملخ و غير آنها): و اگر مردم در عظمت توانائي و بزرگي نعمت و بخشش خداوند متعال فکر و انديشه کنند (از گمراهي) به راه (راست) باز مي‏گردند، و از مشقت و سختي آتش سوزان (قيامت) مي‏ترسند (بر خلاف دستور خدا و رسول رفتار نمي‏نمايند) وليکن دلها بيمار و بينائيها معيوب است! (به اين جهت از راه حق پا بيرون نهاده در آثار قدرت و توانائي پروردگار انديشه نکرده از نعمتهاي او سپاسگزار نيستند) آيا نگاه نمي‏کنند حيوان کوچکي را که آفريده چگونه آفرينشش را استوار و به هم پيوند کردنش را محکم گردانيده، و (با همه کوچکي) براي آن گوش و چشم پديده آورده و استخوان و پوست به تناسب آراسته؟ نگاه کنيد به مورچه با کوچکي جثه و نازکي اندامش که به نگاه با گوشه چشم ديده نمي‏شود و به انديشه درک نمي‏گردد، چگونه مسير خود را مي‏پيمايد، و براي به دست آوردن روزيش مي‏شتابد، دانه را به لانه‏اش انتقال مي‏دهد و آن را در انبارش (براي روز سختي) آماده مي‏گذارد، در تابستان براي زمستان و هنگام آمدن (روزهاي گرم) براي وقت بازگشتن (روزهاي سرد) دانه‏ها را گرد مي‏آورد، خداوند ضامن روزيش بوده، مناسب حال راه روزيش را گشاده، پروردگار بسيار نعمت و بخشش‏دهنده از آن غافل نيست، و خداوند جزاءدهنده آن را محروم و بي‏بهره نمي‏گرداند و اگر چه در سنگ خشک (که چيزي از آن نمي‏رويد) و سنگ سخت (که از جائي به جائي حرکت داده نمي‏شود) باشد، و اگر در مواضع خوردن و در بالا پائين و آنچه در درون مورچه است از اطراف اضلاع شکمش و آنچه در سر آن است از چشم و گوش، انديشه کني از (تدبير و حکمت خداوند در) آفرينش آن به شگفت آمده از وصف آن به رنج درآئي، پس بلند و برتر از آن است (که در انديشه درآيد) خدائيکه مورچه را به روي دست و پايش برقرار داشت و آن را بر روي ستونها و اعضائش بناء کرد، در حاليکه در آفرينش آن آفريننده‏اي شرکت نداشته و توانائي او را ياري نکرده است. و اگر راههاي انديشه خود را بپيمائي تا به انتهائي آن برسي (از هر گونه فکر و انديشه به کار بري) دليل و برهان تو را راه ننمايد مگر به اينکه آفريننده مورچه همان آفريننده درخت خرما است، به جهت دقتي که براي امتياز هر چيز (از يکديگر) بکار برده شده، و اهميت گوناگون بودن هر جانداري (خلاصه چون تفصيل آفرينش هر يک از موجودات دقيق است و سبب اختلاف اشکال آنها مشکل مي‏باشد و در هريک حکمتهاي باريکي نهفته است، مور و پيل، کوه کاه، خرد و بزرگ، در صحرا و در دريا ناچار همه را آفريننده حکيمي به مقتضاي حکمت به آن تفصيل و اختلاف آفريده و تخصيص داده و در نيازمندي آنها به خالق متعال تفاوتي نيست، لذا مي‏فرمايد:) بزرگ و خرد و سنگين و سبک و توانا و ناتوان در مخلوقاتش نيست مگر آنکه (نسبت به قدرت کامله او) يکسان است (پس مپندار که اين مشکل است چون کوچک است و آن ديگري آسان چون بزرگ مي‏باشد) و همچنين (در برابر قدرت و توانائي او ايجاد هر يک از) آسمان و هوا و بادها و آب يکسان است. پس به خورشيد و ماه و گياه و درخت و آب و سنگ و گردش شب و روز و روان بودن اين درياها و بسياري اين کوهها و درازي قله‏ها و گوناگون بودن نعمتها و زبانها نگاه کنيد (در شگفتي آفرينش هريک از اين مخلوقات تامل و انديشه و نموده ببينيد چه حکمتهاي باريک در آنها نهفته است که همه آنها دليل بر وجود و هستي صانع مي‏باشد) پس واي بر کسي که ايجاد کننده و انکار کرده به نظم آورنده را باور ندارد، گمان دارند که ايشان مانند گياه (خود رو در بيابانها و کوهها) مي‏باشند که براي ايشان بزرگر و تخم پاشنده‏اي نيست، و صورتهاي گوناگونشان را آفريننده‏اي نمي‏باشد، و در آنچه ادعا مي‏کردند به حجت و دليلي وابسته نبودند، و در آنچه حفظ کرده و باور نمودند تحقيق و يقيني نداشتند (بلکه ادعاي ايشان فقط از ردي خودپسندي و گمان است) و آيا ساختماني هست که آن را بناء کننده‏اي نبوده يا جنايت و گناهي که آن را جنايت کننده‏اي نباشد؟ (نيازمندي فعل به فاعل ضروري و آشکار و انکار آن باطل و نادرست و منکرش نادان و گمراه است).
و اگر مي‏خواهي (مانند مورچه) درباره ملخ بگو (و در شگفتي آفرينش آن تامل و انديشه کن) که خداوند سبحان براي آن دو چشم سرخ آفريده، و دو حدقه (مانند ماه) تابان برافروخته، و گوش پنهان (از نظر) برايش قرار داده، و دهن مناسب برايش گشوده، و براي آن حس توانا (که راه معاش و سود و زيان خود را مي‏يابد) قرار داده و دو دندان که به وسيله آن (گياه را) چيده و جدا مي‏کند، و (دو پا مانند) دو داس که به آن مي‏رود، بزرگران براي زراعتشان از آن مي‏ترسند و دفع آن را نمي‏توانند اگر چه با هم اتفاق نموده گرد آيند تا اينکه در پرواز خود به کشتزار آمده و از آن خواهشهايش را انجام دهد در حاليکه همه جثه و تن آن به اندازه يک انگشت باريک نيست، پس منزه (از ادراک) است خداوندي که هر که در آسمانها و زمين است (فرشتگان و خداپرستان) او را به اختيار و اضطرار (در خوشي و سختي) سجده مي‏کنند، و رخسار و چهره به خاک مي‏مالند (اظهار خضوع و فروتني مي‏نمايند) و اطاعت کرده فرمان او ميبرند از روي بي‏اختياري و ناتواني، مهارشان را به دست او دهند از روي ترس و بيم، پرندگان در اختيار امر و فرمان او مي‏باشند، شماره پرها و نفس کشيدن آنها را مي‏داند، و دست و
پاي آنها را در آب و خشکي استوار گردانيده (بعضي را ساکن دريا و برخي را در بيابان قرار داده) است، و روزيشان را تعيين فرموده، و بر اصناف آنها احاطه دارد، اين کلاغ است و اين عقاب است و اين کبوتر است و اين شترمرغ است، هر مرغي را به نامش خوانده (بر وفق حکمت و مصلحت آفريده) روزيش را ضامن گشته، و ابر سنگين (باران‏دار) را پديد آورد و بارانش را ريزان ساخته، و نصيب و بهره هر جائي را از آن تعيين نمود، زمين را بعد از خشکي آب داد و بعد از خشکسالي از آن گياه رويانيد. متن عربی نهج البلاغه
نوشته شده در تاريخ 2018-04-28 توسط dublenevesht |
رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن زالو چیست؟
نقش دینگ در صنعت حمل و نقل
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
انجام پایان نامه مدیریت
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ